خرید بک لینک

بسیاری از افراد بالغ، مخصوصا آنهایی که به ساز آکوستیک علاقه دارند، دوست دارند که یک ابزار موسیقی را یاد گرفته و بنوازند؛ اما حتی از چشم انداز آن نیز می ترسند. از کجا باید شروع کنند؟ خب، قبل از یاد گرفتن یکی ساز موسیقی، باید در واقع یکی از آنها را انتخاب کنید. خبر خوب این است که انتخاب یک ساز موسیقی در بزرگسالی ساده تر است. زیرا تا کنون با علایق خود آشنا شده اید؛ و به ابزار، معلمین و انتخاب های بسیار بیشتری دسترسی دارید. اکنون قضیه با دبیرستان و جایی که مجبور بودید بین کلارینت و ترامبون یکی را انتخاب کنید بسیار متفاوت است! به هر روی در این مقاله دو قسمتی وب سایت آموزشگاه موسیقی هنر پارسه، نکاتی را برای انتخاب ساز موسیقی مناسب با شما در میان می گذاریم.


انتخاب ساز مناسب موسیقی برای بزرگسالان

1. به چه سبک موسیقی علاقه دارید؟

این مسئله ممکن است بسیار واضح باشد، اما کاملا به آن فکر کنید: اگر واقعا به موسیقی فولکلور آکوستیک علاقه دارید، طبل و تنبک، اگرچه جالب به نظر می رسد؛ اما ممکن است انتخاب درستی نباشد. اما واقعا به این سوال فکر کنید. انتخاب ساز موسیقی یک سرمایه گذاری بزرگ از لحاظ وقت و پول است. پس مطمئن شوید که نوع موسیقی با هزینه های حاصل از آن هماهنگی داشته باشد. بعضی از سازها نسبت به بقیه چندکاره تر هستند. برای مثال، به محض اینکه نحوه گذاشتن انگشت و طرز استفاده از آرشه را یاد گرفتید، می توانید در یک سبک خاص به دنبال تخصص باشید یا اینکه چندین ژانر را امتحان کنید. در حالی که سه تار محدودیت های بیشتری دارد.

2. خود را در حال نواختن ساز در چه موقعیت هایی تصور می کنید؟

آیا نواختن موسیقی در یک گردهمایی سازهای زهی جالب به نظر می رسد؟ شاید ماندولین (سازی شبیه به گیتار) انتخاب مناسبی باشد. اگر تا این حد اجتماعی نیستید پیانو همیشه می تواند انتخاب خوبی باشد؛ چراکه می توان تکنوازی کرد؛ و حتی زمانی که از آن استفاده ای نمی شود؛ باز هم مبلمان مجللی به نظر خواهد رسید.

3. تا چه حدی در بودجه خود محدودیت دارید؟

بیشتر سازهای موسیقی را می توان در بازه های مختلف قیمتی خریداری کرد. اما بعضی از آنها بسیار ارزان تر یا گران تر از بقیه هستند. برای مثال، یک نی لبک ساده بسیار عالی قیمت کمی خواهد داشت؛ و حتی قیمت گران ترین آنها باز هم از بسیاری از سازها، به عنوان مثال یک عود، بسیار ارزان تر است.

4. فضای تمرین شما به چه صورت است؟

در یک آپارتمان با دیوارهای نازک در وسط تهران زندگی می کنید؟ شاید نی انبان بهترین انتخاب شما نباشد. در یک مزرعه و در وسط ناکجا آباد زندگی می کنید؟ پس تا جایی که دل تان می خواهد سر و صدا درست کنید.

5. پیدا کردن معلم چقدر ساده است؟

احتمالا برای پیدا کردن معلم گیتار در هر شهری سختی زیادی نخواهید داشت. اما اگر می خواهید آکاردئون دیاتونیک مخصوص کاژون را یاد بگیرید، انتخاب های شما محدودتر خواهند بود. این نکته به این معنی نیست که یاد گرفتن آن ساز نادر غیرممکن است؛ فقط باید آماده این باشید که بیشتر بگردید و البته بیشتر خرج کنید.

همچنین به یاد داشته باشید که شاید برای حضورکلاس های آموزشگاه موسیقی  مجبور باشید مسافتی را هم سفر کنید. بعضی از معلمین انواع ساز موسیقی را از راه دور و از طریق برنامه های ارتباطی آنلاین، آموزش می دهند؛ اما چنین سبک کلاسی ممکن است برای شما کارآمد نباشد.

6. چه مقدار زمان بر روی یادگیری آن ساز موسیقی اختصاص می دهید؟

اگر می خواهید که به یک نوازنده ماهر تبدیل شوید؛ تمامی سازهای موسیقی به سرمایه گذاری بزرگ زمانی نیاز دارند. البته اگر وقت کمتری صرف آنها کنید، باز هم می توانید بسته به نوع ساز نوازنده نسبتا خوبی شوید. اگر زمان زیادی ندارید، اصلا سراغ سازهایی مانند کورا نروید. در این زمینه شاید انتخاب سازی مثل گیتار بهترین گزینه برای شما باشد. اگر به دنبال موسیقی واقعی هستید اما وقت بسیار کمی برای تمرین کردن در اختیار دارید، ابزاری با ریتم ساده مانند جعبه انتخابی فوق العاده است.

امیدواریم تا اینجای کار از این مقاله استفاده کرده باشید. در قسمت دوم این مقاله نکات تکمیلی دیگری را درباره انتخاب ساز موسیقی مناسب برای شما مطرح می کنیم.

برچسب: نویسنده: مهگل فرشچی تاريخ: يکشنبه 29 مهر 1397 ساعت: 22:29

بسیاری از افراد بالغ، مخصوصا آنهایی که به ساز آکوستیک علاقه دارند، دوست دارند که یک ابزار موسیقی را یاد گرفته و بنوازند؛ اما حتی از چشم انداز آن نیز می ترسند. از کجا باید شروع کنند؟ خب، قبل از یاد گرفتن یکی ساز موسیقی، باید در واقع یکی از آنها را انتخاب کنید. خبر خوب این است که انتخاب یک ساز موسیقی در بزرگسالی ساده تر است. زیرا تا کنون با علایق خود آشنا شده اید؛ و به ابزار، معلمین و انتخاب های بسیار بیشتری دسترسی دارید. اکنون قضیه با دبیرستان و جایی که مجبور بودید بین کلارینت و ترامبون یکی را انتخاب کنید بسیار متفاوت است! به هر روی در این مقاله دو قسمتی وب سایت آموزشگاه موسیقی هنر پارسه، نکاتی را برای انتخاب ساز موسیقی مناسب با شما در میان می گذاریم.


انتخاب ساز مناسب موسیقی برای بزرگسالان

1. به چه سبک موسیقی علاقه دارید؟

این مسئله ممکن است بسیار واضح باشد، اما کاملا به آن فکر کنید: اگر واقعا به موسیقی فولکلور آکوستیک علاقه دارید، طبل و تنبک، اگرچه جالب به نظر می رسد؛ اما ممکن است انتخاب درستی نباشد. اما واقعا به این سوال فکر کنید. انتخاب ساز موسیقی یک سرمایه گذاری بزرگ از لحاظ وقت و پول است. پس مطمئن شوید که نوع موسیقی با هزینه های حاصل از آن هماهنگی داشته باشد. بعضی از سازها نسبت به بقیه چندکاره تر هستند. برای مثال، به محض اینکه نحوه گذاشتن انگشت و طرز استفاده از آرشه را یاد گرفتید، می توانید در یک سبک خاص به دنبال تخصص باشید یا اینکه چندین ژانر را امتحان کنید. در حالی که سه تار محدودیت های بیشتری دارد.

2. خود را در حال نواختن ساز در چه موقعیت هایی تصور می کنید؟

آیا نواختن موسیقی در یک گردهمایی سازهای زهی جالب به نظر می رسد؟ شاید ماندولین (سازی شبیه به گیتار) انتخاب مناسبی باشد. اگر تا این حد اجتماعی نیستید پیانو همیشه می تواند انتخاب خوبی باشد؛ چراکه می توان تکنوازی کرد؛ و حتی زمانی که از آن استفاده ای نمی شود؛ باز هم مبلمان مجللی به نظر خواهد رسید.

3. تا چه حدی در بودجه خود محدودیت دارید؟

بیشتر سازهای موسیقی را می توان در بازه های مختلف قیمتی خریداری کرد. اما بعضی از آنها بسیار ارزان تر یا گران تر از بقیه هستند. برای مثال، یک نی لبک ساده بسیار عالی قیمت کمی خواهد داشت؛ و حتی قیمت گران ترین آنها باز هم از بسیاری از سازها، به عنوان مثال یک عود، بسیار ارزان تر است.

4. فضای تمرین شما به چه صورت است؟

در یک آپارتمان با دیوارهای نازک در وسط تهران زندگی می کنید؟ شاید نی انبان بهترین انتخاب شما نباشد. در یک مزرعه و در وسط ناکجا آباد زندگی می کنید؟ پس تا جایی که دل تان می خواهد سر و صدا درست کنید.

5. پیدا کردن معلم چقدر ساده است؟

احتمالا برای پیدا کردن معلم گیتار در هر شهری سختی زیادی نخواهید داشت. اما اگر می خواهید آکاردئون دیاتونیک مخصوص کاژون را یاد بگیرید، انتخاب های شما محدودتر خواهند بود. این نکته به این معنی نیست که یاد گرفتن آن ساز نادر غیرممکن است؛ فقط باید آماده این باشید که بیشتر بگردید و البته بیشتر خرج کنید.

همچنین به یاد داشته باشید که شاید برای حضورکلاس های آموزشگاه موسیقی  مجبور باشید مسافتی را هم سفر کنید. بعضی از معلمین انواع ساز موسیقی را از راه دور و از طریق برنامه های ارتباطی آنلاین، آموزش می دهند؛ اما چنین سبک کلاسی ممکن است برای شما کارآمد نباشد.

6. چه مقدار زمان بر روی یادگیری آن ساز موسیقی اختصاص می دهید؟

اگر می خواهید که به یک نوازنده ماهر تبدیل شوید؛ تمامی سازهای موسیقی به سرمایه گذاری بزرگ زمانی نیاز دارند. البته اگر وقت کمتری صرف آنها کنید، باز هم می توانید بسته به نوع ساز نوازنده نسبتا خوبی شوید. اگر زمان زیادی ندارید، اصلا سراغ سازهایی مانند کورا نروید. در این زمینه شاید انتخاب سازی مثل گیتار بهترین گزینه برای شما باشد. اگر به دنبال موسیقی واقعی هستید اما وقت بسیار کمی برای تمرین کردن در اختیار دارید، ابزاری با ریتم ساده مانند جعبه انتخابی فوق العاده است.

امیدواریم تا اینجای کار از این مقاله استفاده کرده باشید. در قسمت دوم این مقاله نکات تکمیلی دیگری را درباره انتخاب ساز موسیقی مناسب برای شما مطرح می کنیم.

برچسب: نویسنده: مهگل فرشچی تاريخ: پنجشنبه 26 مهر 1397 ساعت: 2:55

آموزشگاه موسیقی

در این مقاله وب سایت آموزشگاه موسیقی پارسه می خواهیم به شرح بیوگرافی و متد زولتان کدای برای آموزش موسیقی بپردازیم. زولتان کدای موزیسین مجاری است که با متدش راهی برای توسعه مهارت های موسیقی و آموزش مفاهیم موسیقی به خصوص به کودکان ارائه می کند.

در متد زولتان کدای مهارت ها با توجه به توانایی های کودک آموزش داده می شود. اصل اساسی در متد کدای استفاده از حرکات ریتمیک است. با توجه به اینکه متد کدای در واقع برگرفته از مجموعه روش های خوب قبلی آموزش موسیقی کودک است؛ باید بگوییم او توانسته است ارتباط خوبی بین آنها ایجاد کند و با خلاقیت خودش روشی نوین را پایه گذاری نماید. متد زولتان کدای توسط او به صورت کاملا فرموله شده در اختیار علاقمندان حوزه آموزش موسیقی قرار گرفته است؛ تا به عنوان شیوه ای قدرتمند به تدریس موسیقی به کودکان سراسر جهان بپردازد.

برخی از نکات اصلی فلسفه زولتان کدای

 

  • هرکسی حق دارد سواد موسیقی داشته باشد و از آن لذت ببرد!
  • آواز می تواند و باید پایه ای برای همه انواع موسیقی فراهم کند
  • آموزش موسیقی باید در اولین فرصت ممکن آغاز شود
  • فرهنگ شخصی کودک را "زبان مادری" می سازد. موسیقی محلی موسیقی مادری کودک است. پس آهنگ های عامیانه فرصتی ایده آل برای آموزش موسیقی فراهم می کنند.

 

بیوگرافی زولتان کدای

زولتان کدای در 16 دسامبر 1882 میلادی در مجارستان متولد شد؛ و در 6 مارس 1967 میلادی در بوداپست، چشم از جهان فرو بست. او یکی از برجسته ترین شخصیت های فرهنگی مجارستان در قرن 20 بود. دانشمندی آهنگساز، قوم شناس، معلم موسیقی و فلیسوف، که پایه گذار متد کدای در آموزش موسیقی کودک بود.

او نقش مهمی در سبک آموزش موسیقی حرفه ای در مجارستان و سایر نقاط جهان ایفا کرده است. زولتان کدای معتقد بود که آموزش موسیقی باید در اولین فرصت ممکن آغاز شود. او معتقد بود که این متد می تواند تعداد افراد حرفه ای در حوزه موسیقی را افزایش دهد. همچنین کدای هنر موسیقی را به عنوان یک ارزش ذاتی برای کودکان مناسب می دانست. نقل قول زیر از زولتان کدای گواه این دیدگاه اوست:

"ما باید موسیقی را همانطور که بزرگسالان تحصیل کرده یک کتاب می خوانند به کودکان بیاموزیم: خواندن در سکوت، اما تصور کردن صدا"

نشانه های دست، در متد زولتان کدای

نشانه های دست بخش مهمی از متد زولتان کدای را شامل می شود. او برای آموزش موارد مختلفی از نشانه هایی که با دست ایجاد می شدند استفاده کرده است. در عمل این نشانه ها برای آموزش فواصل و رابطه میان نت های موسیقی استفاده می شود. این روش فهم دقیق و به خاطر سپردن رابطه بین فاصله ها را آموزش می دهد. کدای به کمک این روش آموزشی "سی بمل"، "سل دیز" و "فادیز" را آموزش می دهد. همچنین در این روش کودک با خواندن در گام های مختلف مینور و مدولاسیون آشنا می شود.

روش کدای تاکید زیادی روی آواز دارد. او معتقد است که هیچ نوآموزی نباید پیش از یادگیری سلفژ و نت خوانی، اقدام به نواختن ساز کند.

در نهایت باید گفت به دلیل علاقه وافر زولتان کدای به موسیقی های کلاسیک و ملی مجارستان، روش او بر اساس سه مرحله زیر شکل گرفته است:

 

  1. آموزش بازی های آوازی به کودکان
  2. آموزش خواندن موسیقی به کمک ملودی های ملی و محلی
  3. آموزش موسیقی به کمک ملودی های کلاسیک و با کیفیت بالای بین المللی

 

پس مواد اولیه این آموزش به شدت از دو منبع دریافت شده است: اول موسیقی محلی معتبر و دوم موسیقی با کیفیت بالا. از نظر کودای برای آموزش اولیه موسیقی، موسیقی محلی به خاطر اصطلاحات کوتاه و زبان ساده ایده آل است. او جمع آوری، تهیه و ترتیب آهنگ های زیادی از کودکان و والدین را برای استفاده آموزشی انجام داده است. موسیقی با کیفیت بالا در فرم های کوتاه و ساده نیز برای این سبک آموزش مورد نیاز بود؛ تا شکاف بین موسیقی محلی و آثار کلاسیک را از بین ببرد. به این ترتیب دانش آموزان را می توان به موسیقی علاقمند کرد و آنها را آموزش داد. مطالعات همچنین نشان داده است که روش کدای باعث بهبود ذهنیت، مهارت های ریتم، سواد موسیقی و توانایی خواندن قطعات به طور فزاینده پیچیده می شود. شکل گیری مفهوم، مهارت های حرکتی و عملکرد نیز از طریق روش کدای در حال توسعه است.

به طور خلاصه روش کدای زبان بین المللی موسیقی است. با توجه به این که این روش با هر فرهنگی سازگار است؛ و به شدت به توسعه موسیقی و آموزش آن اشاره دارد؛ امروزه روش های مبتنی بر متد کدای در سراسر جهان مورد استفاده قرار می گیرد.

برچسب: نویسنده: مهگل فرشچی تاريخ: جمعه 13 مهر 1397 ساعت: 2:34

متد ارف که ترجمه اصطلاح آلمانی Orff-Schulwerk است؛ یک رویکرد به آموزش موسیقی را ارائه می کند که کاربرد آن در درجه اول برای کودکان است. هرچند در سایر زمینه ها هم می تواند به همان اندازه مفید باشد. این متد در دهه 1920 با اجرا روی دانش آموزان موسیقی و رقص بزرگ سالان در آلمان (شهر بایرن) و توسط کارل ارف آغاز شد؛ و در حدود سال 1950 از طریق تلاش همکاران ارف برای استفاده در زمینه آموزش موسیقی به کودکان، احیا شد.

در این مقاله وب سایت آموزشگاه موسیقی پارسه می خواهیم شما را با متد ارف و ویژگی های آن آشنا کنیم.

آموزشگاه موسیقی

فلسفه متد ارف

انگیزه متد ارف بررسی چگونگی رفتار کودکان در بازی گروهی است. ریتم که از زبان مادری کودک گرفته شده، پایه و اساس این متد را تشکیل می دهد. در واقع متد ارف یک مدل پداگوژیکال (پداگوژی به معنای تعلیم) یا چارچوب دار را فراهم می کند؛ که آموزش موسیقی را در هر سنی یا هر سطح تجربه ای امکان پذیر می نماید. در متد ارف وظیفه معلم طراحی و تسهیل فعالیت های مناسب برای نوآموزان است؛ تا باعث موفقیت، رضایت، لذت و کسب تجربه آنها شود. اگرچه بعضی افراد استعداد بیشتری برای فراگیری در این روش دارند؛ اما متد ارف بر مبنای فعالیت گروهی شکل می گیرد.

اجزای فعالیت در متد ارف

ریتم، ملودی و بداهه عناصر جدانشدنی متد ارف هستند. این متد رویکردی جدی به مبحث تجربه در موسیقی دارد؛ و می کوشد از هنرجو پاسخ هایی خلاقانه و طبیعی را در قالب، رقص، آواز، حرکت و موسیقی دریافت کند. فراموش نکنید که برای یک کودک آواز، موسیقی حرکت و صحبت کردن دارای زنجیره اتصالی مشخص است. به همین دلیل می توان گفت ریتم اساسی ترین عنصر یادگیری موسیقی در متد ارف است. کاری که در متد ارف انجام می شود به زبان ساده ارتباط دادن الگوهای گفتاری به ریتم است. این کار خلاقیت را در کودک افزایش داده و این ارتباط به الگوهای حرکتی نیز گسترش می یابد.

پس از ریتم، ملودی دومین جزء فعالیت در متد ارف است. شیوه تدریس ملودی هم مشابه ریتم است. در این زینه کارل ارف می گوید در قدم اول باید کودک تجربه ناخودآگاه از ملودی و ریتم را به دست آورد؛ و سپس یادگیری آگاهانه را آغاز کند. اما بداهه تکمیل کننده دو بخش قبلی است. این بخش کودکان را آزاد می گذارد تا در چارچوب مشخصی واکنش هایی خلاقانه به ریتم و ملودی داشته باشند.

برای درک بهتر متد ارف جالب است که نگاهی تمثیلی داشته باشیم به یک جلسه از این کلاس موسیقی، در این جلسه استاد داستانی کودکانه را مطرح می کند؛ و از کودکان می خواهد در گروه های مختلف عهده دار موضوعی باشند. مثلا از عده ای می خواهد صدای عناصر طبیعیت را با استفاده از ساز به داستان اضافه کنند؛ و از گروهی دیگر می خواهد بنا بر شرایط داستان صدایی شاد، هیجانی یا... از ساز خود ارائه کنند. در نظر داشته باشید که اگرچه این متد وابسته به ساز خاصی نیست؛ اما سازهای ریتمیک و مناسب کودکان در آن کارایی بهتری دارد.

کارل ارف کیست؟

کارل ارف استاد موسیقی آلمانی و مبدع متد ارف است. او این متد را در کتابی با همین نام نیز منتشر کرده است؛ و در عمل نیز در سال های دهه 1920 الی 1930 میلادی، این متد را در کلاس های خود اجرا نموده است. کارل ارف معتقد است که موسیقی تنها نواختن نیست و ریتم و بیان و حرکت نیز در آن موثر است. کارل ارف معتقد است کودکان علاقه ای به یادگیری از طریق مطالعه ندارند؛ آنها بیشتر بازی می کنند و اگر بتوانید در قالب بازی چیزی به آنها بیاموزید از آن استقبال خواهند کرد.

برچسب: نویسنده: مهگل فرشچی تاريخ: چهارشنبه 28 شهريور 1397 ساعت: 14:19

امیل ژاک دالکروز یکی از موسیقی دانان مطرح سوئیسی است؛ که زمینه ساز شکل گیری مطالعات بسیاری در آموزش موسیقی به کودکان است. امیل خود استاد هارمونی بوده است و در نتیجه تنها یک تئوریسین موسیقی نیست. در این مقاله آموزشگاه موسیقی پارسه، به بررسی ویژگی های متد دالکروز در آموزش موسیقی کودک می پردازیم.
 
موسیقی کودک

متد دالکروز

متد دالکروز مبتنی بر دو اصل اساسی است. اول اینکه او معتقد است آموزش موسیقی در دوران کودکی اثرات بسیاری بر قدرت درک فرد از مهارت های پایه ای موسیقی دارد. در نتیجه این متد تاکید زیادی بر شروع آموزش ها در همان سال های ابتدایی تولد کودک می نماید.
دومین اصل اینکه امیل معتقد است آموزش موسیقی به کودک باید بر مبنای بداهه باشد. به همین دلیل هم متد طراحی شده توسط او مبتنی بر بداهه خوانی در سلفژ است.
امیل ژاک دالکروز حتی پا را فراتر از آموزش موسیقی به کودکان می گذارد؛ و می گوید که زیرساخت های تعلیم و تعلم کودکان می تواند بر اساس رشد شعور موسیقیایی کودک شکل بگیرد.
در نهایت متد طراحی شده توسط امیل، توسط خود او به نام Eurhythmic شناخته شده است.
این متد در عمل بر پایه مجموعه ای حرکات فیزیکی است که کودکان را در درک مفاهیم عناصر مختلف موسیقی مثل ریتم، هارمونی، ملودی، سبک و فرم، کمک می کند.
سبک یوریتمیک می کوشد با استفاده از حرکات فیزیکی مثل بالا و پایین پریدن، حرکت دادن دست ها و پاها، آواز خواندن، قدم زدن، تلوتلو خوردن و... مفاهیم موسیقی را به کودکان منتقل کند. در عمل این متد بدن انسان را به یک ساز موسیقی تشبیه می کند؛ و بنا دارد به این وسیله فهم موسیقیایی را در ذهن کودکان افزایش دهد.
یکی دیگر از ویژگی های متد دالکروز تاکید بالا روی آواز خواندن کودکان به صورت بداهه و با نت های مختلف است. او معتقد است که این کار باید جزئی از برنامه روزانه نوآموز باشد.
دالکروز با استفاده از این متد توانست جسم و ذهن را با هم درآمیزد؛ و روشی برای انتقال و آموزش مفاهیم ذهنی با استفاده از حرکات فیزیکی بیافریند. در نهایت باید گفت این متد بر اساس سه آموزش یوریتمیک، سلفژ و بداهه، به پیگیری آموزش موسیقی به کودکان می پردازد.
جالب است بدانید که امیل ژاک دال کروز تنها یک تئوریسین موسیقی نیست؛ و خود دارای سابقه عملی تدریس سلفژ و هارمونی است. او از گذر همین کلاس ها که در کنسرواتوار ژنو برگزار می شد؛ توانست متد خود را تکمیل و ارائه کند. متد دالکروز برای اولین بار به عنوان کلاس های آموزش موسیقی با حرکت، در کشور انگلستان اجرا شد و مورد توجه قرار گرفت.
اگرچه هدف اصلی دالکروز از ارائه این متد، آموزش موسیقی به کودکان بود؛ اما این متد بعدها گسترده تر شد و در سایر هنرها، بخصوص هنر بازیگری بسیار مورد توجه قرار گرفت.
علت استقبال کلاس های بازیگری از این متد نیز ساختار آن است؛ که به تسلط بازیگر بر بدنش کمک می کند. در عمل این متد طوری طراحی شده است که فرد را به سمت ریتم های طبعی سوق می دهد؛ حرکات اضافه بدن را می گیرد و تک های عصبی را کاهش می دهد. در نتیجه بازیگر می تواند با قدرت بیشتری با استفاده از بدنش به اجرای نقش های مختلف بپردازد و کنترل بیشتری روی آن داشته باشد.

برچسب: نویسنده: مهگل فرشچی تاريخ: چهارشنبه 14 شهريور 1397 ساعت: 19:12

همه چیز درباره گیتار الکتریک آکوستیک

برای آشنایی با گیتار الکتریک آکوستیک و ویژگی های آن در مقایسه با گیتار آکوستیک، این مقاله آموزشگاه موسیقی هنر پارسه را از دست ندهید.

منظور از گیتار الکتریک آکوستیک چیست؟

گیتار الکترونیک آکوستیک به هر نوع گیتار آکوستیک استاندارد که دارای یک سیستم میکروفون است، اطلاق می شود. این ویژگی اجازه می دهد تا گیتار شما به یک آمپلی فایر متصل شود و صدای آن از طریق بلندگو یا هر سیستم صوتی دیگر پخش شود.

چرا باید از گیتار الکتریک آکوستیک استفاده کنیم؟

مزیت استفاده از گیتار الکتریک توانایی تقویت صدای ساز شما بدون نیاز به میکروفون جداگانه است. اما آیا دلیل دیگری برای استفاده از این گیتار وجود ندارد؟ پاسخ این است که گیتار الکتریک آکوستیک سازی همه کاره و سازگار است.
در واقع این گیتار با استفاده از یک دستگاه پیکاپ در ابزار خود، می تواند به طور مستقیم به یک آمپلی فایر یا یک کنسول میکسر متصل شود. استفاده از گیتار الکتریک به این ترتیب خروجی تونال سازگار را از دستگاه فراهم می کند؛ و کنترل آن را در شرایط اجرای زنده آسان تر می کند. در نتیجه این ویژگی برای اجراهای زنده بسیار مفید است.

انواع سیستم های پیکاپ

3 راه اصلی برای تقویت گیتار آکوستیک شما بدون استفاده از میکروفون معمول وجود دارد. شایع ترین روش این است که از یک مبدل پیزو الکتریکی استفاده شود. روش دوم این است که از  یونیت گیتار الکتریکی استفاده شود که طراحی شده است تا در زیر رشته ها، در سوراخ صدا قرار گیرد. این کار بسیار آسان است، زیرا نیازی به تغییر در گیتار نیست.
روش سوم این است که یک میکروفون کوچک خازنی را در داخل گیتار نصب کنید. تولیدکنندگان همچنین دستگاه هایی که شامل یک دستگاه زیر بند پیزو و یک میکروفن داخلی که یک پیکاپ مغناطیسی با یک میکروفون داخلی را ترکیب می کند، را پیشنهاد می دهند. امروزه نوازندگان آکوستیک اغلب گیتار های خود را سفارشی می کنند تا ترکیب دو یا حتی سه نوع از این نوع پیکاپ را بدست آورند، به این معنی که گیتارشان چندین خروجی داشته باشد.

مسائل مورد توجه

گیتارهایی که دارای یک سیستم پیش تنظیم هستند نیاز به منبع انرژی دارند؛ که این منبع به طور معمول از یک باتری 9 ولت تغذیه می شود.
نکته دوم اینکه صدای طبیعی گیتار شما به وسیل? اکثر سیستم های پیکاپ دچار تغییراتی می شود. البته این یک هزینه کوچک است که برای استفاده از مزایای گیتار الکترونیک آکوستیک در اجرای زنده می پردازید. هرچند در استودیوی ضبط، روش معمول استفاده از میکروفون و گیتار آکوستیک، برای به دست آوردن بهترین خروجی صدا است.

انتخاب یک پیکاپ گیتار آکوستیک

پاسخی ساده به این انتخاب وجود ندارد؛ زیرا این مسئله بستگی به نحوه نواختن شما دارد. همچنین نوع گیتار آکوستیک شما و نوع صدایی که از آن می خواهید نیز در این زمینه موثر است.
اما توصیه ما در این زمینه این است: اگر شما در حال بررسی ارتقاء ساز خود هستید؛ و در حال حاضر دارای یک گیتار آکوستیک عالی هستید که هیچ برنامه ای برای بازنشستگی آن ندارید، لذا داشتن یک سیستم پیکاپ برای این ابزار ارزشمند است.
اما اگر ابزار متوسط یا کمتر از حد متوسط داشته باشید، خرید یک گیتار آکوستیک الکتریکی را در نظر بگیرید. زیرا پیکاپ آنها به صورت کارخانه ای نصب، آزمایش و بهینه شده اند. همچنین هنگام آزمایش یک گیتار آکوستیک الکتریکی، به دقت گوش دهید. آیا صدای تقویت شده از نظر وضوح شبیه آنچه که از صدای اصلی گیتار خارج می شود، خواهد بود یا خیر.

برچسب: نویسنده: مهگل فرشچی تاريخ: سه شنبه 6 شهريور 1397 ساعت: 19:12

موسیقی و هنر نواختن یک ساز موسیقی می تواند مزایای بسیاری برای فرزند شما داشته باشد. نواختن یک ساز موسیقی، آشنایی با اصول آواز خواندن و گوش دادن به موسیقی، می تواند بخشی معمول و طبیعی از زندگی فرزند شما باشد. موسیقی به کودک شما کمک می کند که تسلط بالایی بر قدرت شنوایی خود داشته باشد. همچنین موسیقی به کودک اعتماد به نفس، مهارت حل مسئله و قدرت تفکر می دهد.
اما همه این ها وابسته به آن است که مسیر درستی برای آموزش موسیقی به کودک خود را انتخاب کنید. در این زمینه نیز انتخاب درست ساز آموزش موسیقی کودکان مسئله ای بسیار مهم است.
در زمینه انتخاب ساز آموزش موسیقی کودکان اما بیش از هر چیزی، سن کودک، و همچنین شکل و کشیده یا کوتاه بودن انگشتان دست هایش موثر است.
عنصر مهم دیگر در زمینه انتخاب ساز آموزش موسیقی کودکان مسئله علاقه است. اینکه آیا کودک شما هم اکنون به ساز خاصی علاقه نشان می دهد یا خیر، مسئله بسیار مهمی است.

انواع مختلف سازهای موسیقی

قبل از انتخاب ساز آموزش موسیقی کودکان برای یادگیری، ایده خوبی است که درک و شناختی کلی در مورد انواع مختلف سازهای موسیقی داشته باشید.
به طور کلی سازهای موسیقی به گروه های خاصی تقسیم شده اند که عبارتند از:

  • سازهای صفحه کلیدی از جمله پیانو، ارگ، پیانو الکتریکی، سینت سایزر
  • سازهای آرشه ای از جمله ویولن، ویولا، ویولون سل، بیس
  • سازهای زهی از جمله گیتار (الکتریکی، اکوستیک، کلاسیک)، گیتار بیس، گیتار بیس 5 رشته ای، گیتار بیس فرتلس
  • سازهای بادی از جمله کلارینت، ساکسیفون (آلتو یا تنور برای شروع)، فلوت، آبوا (oboe)، Bassoon
  • سازهای بادی برنجی از جمله ترومپت، ترومبون، فرنچ هورن، توب
  • سازهای کوبه ای از جمله انواع درام ها

سبک های مختلف موسیقی برای آموزش کودکان
عنصر دیگر در انتخاب ساز آموزش موسیقی کودکان ، سبک موسیقی ای است که به آن علاقه دارند. بعضی از سازهای موسیقی کودک، برای نواختن سبک خاصی از موسیقی تهیه شده اند. هرچند ممکن است هر نوع سبک موسیقی را برای کسب آموزش با هر سازی بنوازیم. اما به طور کلی بهتر است سبک های مشترک برای هر ساز را بشناسیم:


1. گیتار الکتریک: راک، پاپ، بلوز، جاز
2. گیتار آکوستیک: فولکلور، موسیقی جهان، بلوز، کانتری، کلاسیک
3. کیبرد: که ابزاری متنوع تر و به طور معمول با انواع موسیقی مرتبط است. پیانو در ابتدا برای تکنیک عالی است؛ اما کیبورد الکتریکی دارای طیفی از صداها است.
4. سازهای چوبی بادی: (کلارینت یا آلتوساکس) پاپ، جاز، فانک، بلوز، کلاسیک، پاپ
5. سازهای برنجی بادی: ترومپت و قورنیت معمولا با جاز، فانک و کلاسیک همراه است.

توصیه ما برای انتخاب اولین ساز آموزش موسیقی کودکان

به استثنای این که فرزند شما دارای اولویت خاصی است یا خیر؛ کیبورد ساز موسیقی خوبی برای کودکان است. این ساز برای شروع یادگیری موسیقی در دانش آموزان 7 تا 10 ساله مناسب است؛ زیرا این ابزار متنوع ترین ابزار است. با این حال، این تنها گزینه قابل انتخاب شما نیست! اگر فرزند شما علاقمند به خانواده ای متفاوت از کیبورد است، توصیه ما به شرح زیر است:
گیتار اگر کودک شما بین 8 تا 10 سال یا بیشتر باشد ساز مناسبی است. با این حال، دیگر ابزار این خانواده مانند ویولن سل و باس است که خیلی مناسب نیست. چراکه دست کودکان هنوز به اندازه کافی برای کنترل آن بزرگ نشده است. البته ویولن می تواند یک پیشنهاد مناسب دیگر برای دانش آموزان جوان باشد.
کلارینت به عنوان ساده ترین سازچوبی بادی، توصیه دیگر ما برای کودکان 8 تا 10 سال علاقمند به این گروه از سازها است.
ترومپت و اشکال مختلف آن نیز بهترین سازهای برنجی بادی، برای مبتدیان حدودا 10 ساله است.
درام نیز بهترین ساز برای دانش آموزان 10 تا 12 ساله علاقمند به این گروه از سازها است. البته رشد دست و پاها برای نوازندگی ساز درام، مسئله مهمی است که باید در نوجوان علاقمند مورد توجه قرار گیرد.
فراموش نکنید که بسته به طول بازوها، دست ها و انگشتان، کودک شما ممکن است برای یک ساز موسیقی بزرگ تر یا کوچک تر مناسب باشد. به عنوان مثال، برای یک کودک با بازوها و انگشتان کوچک دست، استفاده از گیتار بیس یا یک گیتار آکوستیک دشوار است. در این وضعیت، یک گیتار آکوستیک با اندازه سه چهارم سایز مناسبی خواهد بود.

برچسب: نویسنده: مهگل فرشچی تاريخ: شنبه 20 مرداد 1397 ساعت: 15:33

گیتار یک ساز باستانی و اصیل است که تاریخچه آن به بیش از 4000 سال قبل بر می گردد. بسیاری از نظریه های متفاوت در مورد اجداد و نمونه های اولیه این ساز وجود دارد. اما اغلب ادعا شده است که گیتار نمونه توسعه یافته ساز عود و یا حتی kithara در یونان باستان است. با این مقاله آموزشگاه موسیقی پارسه همراه ما باشید تا با تاریخچه ساز محبوب گیتار بیشتر آشنا شوید.
تاریخچه گیتارتحقیقات انجام شده توسط دکتر مایکل کاشا در دهه 1960 نشان داده است که ساز عود نتیجه یک مسیر جداگانه توسعه است، اگرچه ممکن است اجداد مشترکی با گیتار داشته باشد؛ اما هیچ تاثیری در تکامل آن نداشته است. با این حال بسیاری معتقدند که پیشگامان گیتار تأثیر عمده ای بر توسعه صدای ساز عود داشته اند. سازی که مورس با خود به اسپانیا آورد.
در واقع تنها "شواهد" برای نظریه کیتارا، شباهت بین کلمه "کیتارا" در یونان باستان و زبان اسپانیایی است. در نتیجه دشوار است تصور کنید که چگونه گیتار میتواند از کیتارا که یک ابزار کاملا متفاوت است (یک چنگ با چارچوب مربعی) تکامل یافته باشد.
در واقع عجیب است که یک چنگ هفت رشته ای با شکل مربعی دارای اسم 4 رشته ای "کیتارا" بوده باشد. دکتر کاشا این سؤال را مطرح می کند و می پرسد که یونانیان نام "کیتارا" را به دست آورده اند و می گوید که اولین کیتاراهای یونانی زمانی که از خارج از کشور معرفی شدند تنها 4 رشته داشتند. او معتقد است که یونانیان نام قدیمی گیتار را با الهام گرفتن از یک ساز ایرانی 4 رشته ای، به نام "چارتار" ساخته اند.
اما گیتار به سبک امروزی را مانند بسیاری از سازهای مدرن باید ارمغان دوره رنسانس دانست. البته گیتارهای اولیه دارای حالتی کشیده تر بودند و به مرور به شکل امروزی تبدیل شدند. در نهایت می توان گفت کیتار در قرن شانزدهم میلادی به شکل امروزی آن وجود داشته است. گیتار از این تاریخ به بعد در اسپانیا محبوبیت بسیاری پیدا کرد و جزئی جدا نشدنی از موسیقی کلاسیک این کشور شد.

انواع گیتار

توسعه گیتار کم کم منجر به ایجاد شکل های متفاوتی از این ساز شد. امروزه گیتارها در سه نوع اصلی گیتار  کلاسیک، آکوستیک و گیتار الکترو آکوستیک، ارائه می شوند.
گیتار کلاسیک همان گیتار معمولی است که البته می توان گفت به نوعی گیتار آکوستیک است و تفاوتش با کیتار آکوستیک در بدنه کوچک تر و جنس متفاوت سیم است. سیم های این گیتار ترکیبی از جنس نایلون (3 سیم) و فلز (3 سیم) است. گیتار کلاسیک در واقع نمونه جدید گیتار فلامنکو اسپانیایی است.

برچسب: نویسنده: مهگل فرشچی تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1397 ساعت: 15:10

در میان چالش های متعدد که پدر و مادر در برخورد با درس های موسیقی کودک با آن مواجه می شوند، از جمله انتخاب ابزار، پیدا کردن یک معلم خوب و... در کنار هم قرار دادن و متمرکز کردن بچه ها برای انجام تمرینات موسیقی از همه سخت تر است. با این مطلب آموزشگاه موسیقی پارسه همراه ما باشید.
تمرین موسیقی کودک در خانه
شدت مشکل و اهمیت تمرین باعث می شود که مقالات بسیار کمی برای این موضوع وجود داشته باشد. بیشتر معلمان و والدین و موسیقیدان اغلب با تاکتیک های شکست خورده که از دوران کودکی به یاد می آورند تلاش می کنند تا انگیزه بچه ها را برای تمرین افزایش دهند.
یک مثال معمول از این مسئله، قانون "تمرین 30 دقیقه" است، که یک معلم موسیقی توصیه می کند که کودک 30 دقیقه در روز باید تمرین کند؛ و به طور کلی به مرور این زمان را افزایش می دهد. در تلاش برای پیروی از این تعهد خودسرانه، والدین اغلب "کودک" را برای 30 دقیقه "کار" با چیزهایی مانند لذت بردن از تماشای تلویزیون، بازی کردن در خارج و بازی کردن بازی های ویدئویی ترغیب می کنند. مشکل این روش این است که 30 دقیقه تمرین به این شکل در واقع تحمل چیزی است برای رسیدن به چیز دیگری که ارزشش را دارد. اما آیا 30 دقیقه تمرین عددی مقدس است؟ این واحد استاندارد از کجا آمده است؟ چرا این عدد از 27 دقیقه یا 34 دقیقه بهتر است؟
والدین باید برای تحقق بخشیدن به یک فعالیت، به اهداف موسیقی روزانه دست یابند. به عنوان مثال، به جای اینکه بگویند 30 دقیقه تمرین، صرف نظر از آنچه که به دست می آید، به اندازه کافی، کافی است. ممکن است بگویید: «امروز هدف تمرین این است که هشت مرحله اول قطعه خود را بدون هیچ اشتباهی انجام دهید.» اینکه رسیدن به این هدف 12 دقیقه یا 40 دقیقه زمان می برد مهم نیست. مهم این است که کودک اهداف موزیکال هر جلسه تمرین روزانه را می داند و احساس می کند انگیزه ای برای رسیدن به این هدف دارد و در عین حال به عنوان یک تمرین کارآمد در انجام آن عمل می کند.
اگر هدف این است که هشت قدم اول را در روز دوشنبه انجام دهد، هدف منطقی سه شنبه این است که هشت قدم بعدی را بازی کند. به زودی، کودک هدف تجمعی هفته را تصدیق می کند و تمام قطعه را بدون اشتباه اجرا می کند. این روش منجر به انگیزه بیشتر، تلاش بیشتر در طول تمرین و مهمتر از همه افتخار به آنچه انجام داده اند می شود.
این روش نتنها موفقیت بیشتری به دست می آورد؛ بلکه والدین نیز تلاش بیشتری می کنند. در واقع تمرینات مرتبط با هدف به معنی تعیین اهداف روزانه برای فرزندان شما، نظارت بر تمرین و کودک را ساده تر می کند.

برچسب: نویسنده: مهگل فرشچی تاريخ: سه شنبه 19 تير 1397 ساعت: 17:19

محققان معتقدند نتایج تحقیقات گوناگون حاکی از آن است که یادگیری و حتی گوش کردن موسیقی می تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد. دانشمندان با انجام تحقیقاتی ادعا کرده اند افرادی که می توانند یک ساز موسیقی را بنوازند باهوشترند، زندگی اجتماعی بهتری دارند و در تحصیلات خود موفق ترند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  تحقیقات جدید نشان می دهد افرادی که به طور منظم یک ابزار موسیقی را می نوازند بعد از مدتی شکل و قدرت مغز خود را تغییر می دهند که این عامل در نهایت می تواند به بهبود مهارتها و تواناییهای ادراکی آنها منجر شود. حتی نواختن موسیقی می تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد.
محققان در این باره اعلام کردند: شواهد نشان می دهد مغز موسیقی دانان از لحاظ ساختار و عملکرد با افرادی که با موسیقی آشنایی ندارند تفاوتهای زیادی دارد. نواختن موسیقی سبب می شود قسمتهای خاصی از مغز که وظیفه پردازش و نواختن یک آهنگ خاص را دارند تقویت شوند. این قسمتها همچنین وظایف دیگری مانند تواناییهای حرکتی، مهارتهای شنیداری و ذخیره سازی اطلاعات را دارند و زمانی که فردی شروع به آموختن نواختن یک ساز می کند این قسمتها به طور قابل توجهی رشد کرده و عملکرد آنها طی دوران آموزش روز به روز بهتر می شود.
لوتز جانک، روانشناس دانشگاه زوریخ، در این باره گفت: «آموختن موسیقی بدون شک فواید زیادی برای مغز انسان دارد تا جایی که می تواند ضریب هوشی (IQ) فرد را تا 7 امتیاز افزایش دهد. ما در بررسی های خود متوجه شدیم که حتی افراد بالای 65 سال هم، 4 یا 5 ماه بعد از شروع به آموزش نواختن یک ساز تغییرات زیادی در مغزشان به وجود می آید. حتی چند هفته بعد از شروع آموزش موسیقی نشانه های مثبتی در مغز سالمندان دیده می شود که این تغییرات در نهایت سبب می شود سالمندان ابتلا به بیماری های مغزی مانند آلزایمر را به تأخیر بیندازند و حتی از بروز بعضی از فلجی ها که به خاطر کاهش عملکردی مغز به وجود می آید پیشگیری می شود.»
موسیقی روی هر دو نیمکره مغزی انسان تأثیر گذار است و باعث تقویت هر دو بخش می شود. قسمتهایی از مغز افرادی که موسیقی می نوازند و وظیفه کنترل قدرت شنیداری، حافظه و قسمتهایی که وظیفه کنترل دستها را دارند در حین آموزش موسیقی به بهترین شکل تمرین داده می شوند و تقویت می شوند.
موسیقی به دو شکل می تواند به بهبود وضع جسمی و روحی فرد کمک کند به طوری که در فرد شنونده باعث تحریک واکنش های عاطفی و ذهنی فرد می شود و در فرد نوازنده که خود نیز در ایجاد موسیقی فعال است، علاوه بر تحریک عواطف موجب تقویت ارتباط جسم و ذهن شده و به هماهنگی این ارتباط در بدن کمک می کند. از آنجایی که نواختن موسیقی به صورت گروهی یا فردی انجام می شود و تأثیر آن نیز بر روح متفاوت است بنابراین تأثیر نواختن و یا شنیدن آن می تواند غمگین کننده، اضطراب آور یا نشاط بخش و آرام کننده باشد.
جانک در ادامه گفت: «در مورد کودکان ما متوجه شدیم یاد گرفتن موسیقی به آنها نظم و توجه بیشتر و برنامه ریزی را می آموزد که همه این تواناییها برای بهبود عملکرد این کودکان در طول دوران تحصیل آنها در مدرسه و دانشگاه بسیار مفید است. کودکانی که موسیقی را فرا می گیرند با سرعت بیشتری می توانند خود را با آموزش زبان…
دوم تطبیق دهند و کلمات را مدت زمان بیشتری در ذهن خود نگاه دارند. البته نواختن موسیقی تنها روش برای تقویت این مهارتها نیست، اما ما مطمئنیم این روش میتواند درکنار دیگر متدها کمک مؤثری به انسانها کند. زمانی که شما در حال آموزش موسیقی هستید باید نت های موسیقی را بیاموزید، زمانبندی ها را رعایت کنید و بتوانید صداها را بهتر به ذهن خود بسپارید.
تقویت همین مهارتها به شما کمک می کند زبانهای جدید را بهتر بیاموزید و کلمات را مدت طولانی تری در ذهن خود به خاطر بسپارید. موسیقی آن چنان تأثیری روی انعطاف پذیری مغز دارد که ما به دنبال استفاده از آن برای کمک به بیماران ذهنی هستیم و تحقیقات زیادی در مورد علم موسیقی درمانی هم اکنون در نقاط مختلف جهان در حال انجام است.»
از طرف دیگر، قرار گرفتن کودکان درمعرض موسیقی حال چه آنها موسیقی را بنوازند وچه به آن گوش بدهند اثرات بسیار مفیدی روی قدرت شنیداری آنها دارد. محقق دونالد هاگس، استاد دانشگاه کارولینا، دراین باره گفت: «هیچ چیزی مانند موسیقی نمی تواند همه قسمت های مغزی را فعال کند. زمانی که کودکان با موسقی آشنا می شوند قسمت های زیادی از مغز آنها به طور همزمان تقویت می شوند که از جمله آن می توان به مرکز زبان آموزی و محاسباتی اشاره کرد.
کودکانی که موسیقی گوش می دهند قدرت شنیداری آنها به طورقابل توجهی افزایش پیدا می کندکه همین عامل سبب می شود مهارت های زبان آموزی آنها رشد چشمگیری داشته باشد. این کودکان بهتر می توانند الگوهای زبانی را تقلید کرده و فراز و فرودهای خاص هر زبان را تحلیل کنند که همه این مسائل به بهترین شکل می توانند روی مهارت های زبان آموزی تأثیر مثبت داشته باشد.»
جالب این جاست که هیچ گاه برای آشنا کردن کودکان با موسیقی دیر نیست. تحقیقات نشان داده که کودکان حتی قبل از تولد نیز می توانند به صدای موسیقی گوش داده و آن را به خاطر بسپارند. کودکانی که موسیقی می آموزند در امتحاناتی که رابطه مستقیم با قدرت شنیداری دارند نتایج بسیار بهتری می گیرند. هرچه زمانی که کودکان در طول هفته به یادگیری موسیقی اختصاص می دهند بیشتر باشد به همان میزان قدرت شنیداری آنها نیز بیشتر است.
بررسی ها نشان می دهد کودکانی که قبل از شروع امتحانات خود به موسیقی های اجرا شده توسط موتزارت گوش می دهند در امتحانات نتایج بهتری می گیرند. این نتایج به خصوص در درس ریاضیات بیشتر به چشم می خورد که نشان از تأثیر مثبت موسیقی در قدرت پردازش مغزی دارد.
موسیقی همچنین می تواند روی رفتار کودکان تأثیر مثبتی داشته باشد به طوری که کودکان زمانی که به شکل گروهی اقدام به آموزش موسیقی می کنند با مفاهیمی مانند همکاری، بردباری و نظم گروهی آشنا شده و آنها را به طور عملی می آموزند.
نواختن موسیقی به شدت حس اعتماد به نفس کودکان را افزایش می دهد.
زمانی که کودکی قادر به نواختن یک ساز خاص است از طرف دیگران مورد تحسین واقع می شود و همین عامل تأثیر بسیار شگرفی در بالا رفتن اعتمادبه نفس در میان کودکان دارد.

نوازندگی و سرگرم شدن با موسیقی یکی از علاقیات انیشتین به شمار می رود این امر باعث تغییرات مثبت زیادی در فعالیت ذهنی این مرد شده بود بهتر است بدانید افراد موسیقیدان هوش بالایی دارند و اگر می خواهید عملکرد ذهنی تان را بالا ببرید به موسیقی روی بیاورید
استادان موسیقی اکنون می توانند به کسب و کار خود ببالند، چرا که تحقیقات جدید نشان داده است نوازندگی باعث افزایش هوش و عملکرد بهتر مغز می شود.
این اولین باری است که ارتباط مستقیم بین “نوازندگی” و “افزایش هوش” مورد بررسی قرار گرفته است. دلیل آن هم این است که عوامل بسیاری در افزایش توانایی های ذهنی تاثیر دارد و دانشمندان در گذشته نتوانسته اند این عوامل را تحت کنترل در بیاورند. برای مثال، عوامل اقتصادی-اجتماعی در تحقیقات گذشته به عنوان شاخصی برای بهبود وضعیت تحصیلی شناسایی شدند.
گفتنی است؛ انیشتین نواختن پیانو و ویولن را از مادرش فرا گرفته و برای تقویت مهارت های ذهنی خود هنگام تدوین تئوری هایش از نوازندگی استفاده می کرد.
نکته جالب این است که تصور می شود نوعی هم پوشانی بین متغیر یاد شده و “شناخت موسیقی” وجود دارد؛ به طوری که شاید بتوان گفت نوازندگان به طور کلی از موقعیت مالی بهتری برای یادگیری موسیقی برخوردارند.
تحقیقی در سال ۲۰۱۱ با بررسی ضریب هوشی کودکان نوازنده (در فاصله سنی ۹ تا ۱۲ سال) نشان داد، آن ها از توانایی های ذهنی مثل انجام چندین کار در یک زمان (multi-tasking)، تصمیم گیری های منطقی و حل درست مسائل برخوردارند.
همچنین دانشمندان به تازگی با انجام آزمایش های ام آر آی مغز افراد تاثیر موسیقی را بر عملکرد مغز افراد مورد بررسی قرار دادند. تصاویر اسکن مغز این افراد را در زیر مشاهده می کنید.
همانطور که از این تصاویر پیداست، نوازندگان در مقایسه با افرادی که هیچ تخصصی در زمینه موسیقی ندارند، در آزمون های ارزیابی هوش نمرات بالاتری دریافت کرده اند.

محققان امیدوارند بتوانند با توسعه این مطالعه، کمک شایانی به کودکان دارای مشکلات یادگیری کنند.

آموزشگاه موسیقی

برچسب: نویسنده: مهگل فرشچی تاريخ: دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت: 15:59

مقاله حاضر با عنوان «موسقی راک چیست؟» گزیده ای هستند که به انتخاب مترجم، از مقاله ای توسط کِوین توئیت (Kevin Twit) درباره موسیقی راک با عنوان اصلی «معیارهایی برای قضاوت موسیقی راک» ترجمه شده اند. این مقاله در سال ۲۰۰۱ در سایت مجله هزار سوم ( IIIM Magazine) منتشر گردیده است.
ارزیابی موسیقی راک
موسیقی راک چیست؟ پاسخ دادن به این پرسش دشوارتر از آن است که در ابتدا به نظر می رسد. نویسندگان زیادی به طور کلی به این پرسش پاسخ داده اند و آن را همچنان در هاله ای از ابهام رها کرده اند. در اینجا نیز قصد پاسخگویی دقیق به این سوال را نداریم اما تلاش می کنیم تا چند مورد را درباره این نوع موسیقی بیان کنیم. در ابتدا به خاطر بسپارید که گوش کردن به یک قطعه و طبقه بندی آن بسیار راحت تر از توصیف کردن آن است.

تقریبا در جامعه امروز همه با گوش دادن می توانند تشخیص دهند که یک قطعه راک است یا خیر. به نظر نگارنده سه جنبه وجود دارند که باید در تعریف موسیقی راک گنجانده شوند.

موسیقی راک یک پدیده فرهنگی، سبک نوازندگی و فرم خاصی است. در هر حال هیچ کدام از این جنبه ها، به تنهایی، برای توصیف موسیقی راک کافی نیستند. موسیقی راک ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ جوانان و کوشش برای جاودانه کردن جوانی دارد.

در واقع می توان گفت موسیقی راک شیوه ای است برای بیان پرستش جوانی در فرهنگ ما. شولتز و دستیارش بر این باورند که راک «سرود مشارکت درام گونه در زندگی نوجوانی است که سرشار است از تجربه عمیق باورها، ارزش ها و فعالیت های نوجوانان.» در اینجا شولتز به جنبه های جامعه شناسی راک اشاره می کند. اما موسیقی راک تنها به این جنبه ختم نمی شود. همانطور که آنها اشاره می کنند راک را می توان به عنوان گونه ای موسیقایی نیز تعریف کرد.

در واقع این جنبه از مفهوم راک است که تن به تعریف نمی دهد؛ اولا، موسیقی راک سبک خاص خود را دارد که از عناصر گوناگونی ناشی می شود مانند: ضربه، عمق احساسات (تأثیر گرفته از بلوز)، صداهای خاص (مانند صدای گوشخراش انسان، گیتار الکتریک و درامز) و برداشتی مشخص. رویکرد من، به عنوان یک موزیسین، نسبت به موسیقی راک با رویکردم نسبت به موسیقی جز، کانتری یا موسیقی کلاسیک بسیار متفاوت است.

این تفاوت را می توان در حال و هوای ریتم ها، استفاده از تزئینات میکروتونال، ویبراتو و تن هایی که به کار می برم احساس کرد. نکته جالب توجه این است که زمانی که کسی تلاش می کند موسیقی راک را به شیوه ای غیر اصیل اجرا کند یک موزیسین (و حتی طرفداران موسیقی راک) فورا متوجه می شود. «برداشتی» که درباره آن بحث شد چیزی نیست که بتوان با آگاهی از نت نویسی سنتی بدست آورد. این مفهوم هم شبیه به جمله بیل ادگار درباره موسیقی جز است؛ در واقع موسیقی جز یک سبک نوازندگی است و به همین دلیل «نت ها زیاد به درد نمی خورند مگر اینکه طرف واقعا موزیسین جز باشد!» این مسئله در مورد موسیقی راک هم کاملا صدق می کند.

موسیقی راک علاوه بر سبک خاص، فرم یا ساختار خاص خود را نیز دارد. اندرو چستر در مقاله ی بسیار پربار خود، بین «فرم اکستنشنال ساخت موسیقایی» که موسیقی کلاسیک غربی اکثرا از آن پیروی می کند (extensional form of musical construction) و «پیشروی اینتنشنال» (intensional development) به خوبی تفاوت قائل می شود. چستر اشاره می کند که در حالیکه موسیقی راک فرم هایی دارد که از حالت اکستنشنال پیروی می کنند (مانند موسیقی های غیر اروپایی دیگر)، اما پیشروی آن اینتنشنال است.

چستر توضیح می دهد که در پیشروی اکستنشنال «تم، واریاسیون ها، کنترپوآن، تونالیته ابزارهایی هستند که به صورت همزمان و در زمان (دیاکرونیک) از هسته های موسیقیایی پایه خروج می کنند. بدین ترتیب پیچیدگی بوجود آمده حاصل از ترکیب عناصر ساده است که در این واحد پیچیده، دست نخورده و متمایز باقی می مانند.» به بیان ساده تر، موسیقی با ترکیب خلاقانه عناصر کوچک در فرم های دلنشین علاقه مخاطب را جذب می کند.

 

آموزشگاه موسیقی

برچسب: نویسنده: مهگل فرشچی تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 16:07

دنیای کودکان پر از صدا و موسیقی است و در همه جای جهان کودکان دارای این قابلیت هستند که نسبت به  موسیقی واکنش نشان دهند. آنها علاقه فراوانی به جستجو در امکانات صوتی هرچیز دارند و از ایجاد صدا از اشیا لذت میبرند و اگر این صدا دارای ریتم باشد، میتواند کاملا آنها را مجذوب کرده و انگیزه موسیقایی آنان را تقویت کند.

کودکان از لحظه تولد و حتا قبل از آن با اصوات موجود در محیط اطراف خود خو میگیرند و بنابر میزان توانایی خود در تولید و جستجو در آواها و اصوات مختلف، با این پدیده ارتباط برقرار میکنند. از آنجایی که واکنش نشان دادن به صدا پیشرفته ترین توانایی در نوزادان است، کودک از همان ابتدای تولد باید از نظر موسیقی تغذیه شود.

خواندن ترانه های ریتمیک ملایم، حس آرامش و امنیت را در نوزاد حساس تقویت میکند. قرنهاست که لالایی های آهنگسازان بزرگ و ملودیهای جذاب خودانگیخته که به آهستگی زمزمه شود، کودکان را به خوابی آرام فروبرده است. در چنین حالتی، کیفیت صدای خواننده اهمیتی ندارد بلکه مهم ارتباطی است که از این طریق با کودک برقرار میشود.

کودکان در حدود سه سالگی علاقه ای واقعی به هر نوع فعالیت موسیقی نشان میدهند و این زمان بسیار مناسبی برای والدین و مربیان است تا در شناخت و درک ساختار موسیقی به کودک کمک کنند. هنگامی که موسیقی به شیوه ای آگاهانه و متناسب با درجه ادراک کودک به وی ارایه شود، بدون شک به شناخت و آگاهی او منجر خواهد شد.

در این سن، کودکان تقریبا در تمام زمان بیداری خود در حال جنب و جوش و فعالیت هستند از راه رفتن و دویدن گرفته تا بالا و پایین پریدن، سر خوردن، جهیدن، تاب خوردن و دست زدن. در بسیاری از موارد این حرکات میتوانند در سمت نمایشی کردن ترانه ها، داستانهای کوچک و ساده و قطعات کوچک موزیکال به کار روند. بازیهایی که همراه با موسیقی اجرا میشوند برای داشتن اوقاتی خوش که همراه موسیقی، فعالیت و سرخوشی است برای کودک و بزرگسال به یک اندازه مفید و نشاط آور است.

میتوان گفت که کودکان در سنین ۴ و ۵ سالگی، در زمینه به وجود آوردن موسیقی بسیار مصر و علاقمند هستند. آنها از هر گروه سنی دیگری به خلق موسیقی میپردازند، با دقت تمام در گوشه و کنار آن به کشف و جستجو میپردازند و موسیقی محرکی اساسی برای فعالیتهای آنان به شمار میرود. هنگامی که کودکان ۴ و ۵ ساله اند، برای تجربیات برنامه ریزی شده آمادگی بیشتری دارند و توجه کنید که باید تعادل در این برنامه ریزی رعایت شده باشد. به این ترتیب که زمانی برای شنیدن و شناخت ارزش موسیقی، خواندن، نواختن ساز و ایجاد صدا، ساختن شعر و موسیقی و خلاصه انواع فعالیتهایی که در این صحنه گسترده قابل اجرا هستند، اختصاص داده شود.

شنیدن موسیقی کاریست که میتواند در تمام مراحل فعالیتهای روزانه انجام شود. در واقع عادت به شنیدن موسیقی، پایه و اساس تمام تجربیات موسیقایی است. البته در این سن، کودک به مرحله ای رسیده است که میتواند مدت کوتاهی بنشیند و با دقت به یک اجرای کوتاه یا یک قطعه کوچک موسیقی ضبط شده گوش فرا دهد. قطعات داستانی مانند “پیتر و گرگ [1]” اثر سرگئی پروکوفیف Sergei Prokofiev میتواند در چنین اوقاتی استفاده شود. این داستان به خصوص برای آشنایی با بعضی از سازهای ارکستر مناسب است.

یک فعالیت جذاب دیگر برای این کودکان، شنیدن یک قطعه موسیقی و ساختن داستانی برای آن است. همچنین داستانهایی که با موسیقی پرورانده شده باشند و دارای ریتم و ملودی باشند (در داستانهای زیبای فارسی، از گفتگوهای ریتمیک بسیار استفاده شده است و لزوما نباید به دنبال نمونه خارجی آن بود. از جمله کدوی قلقله زن، کک به تنور، عروسک ناز قندی، نمکی و…) چنین بازیهایی میتواند علاقه کودک به موسیقی را بسیار افزایش دهد.

خواندن ترانه شور و شوق فراوانی برای کودکان به همراه دارد. اکثر کودکان عاشق آواز خواندن و شنیدن آوازی که برای آنها خوانده شود، هستند. صدای کوچک این موسیقیدانان ۴ و ۵ ساله شاید برای تعقیب بالا و پایینهای موسیقی یک ترانه چندان قوی نباشد، والدین و مربیان باید توجه کنند که نباید بیش از حد توان کودک از او توقع کاری بینقص و خواندن بدون ایراد داشته باشند.

توجه کنید که در این سن ترانه هایی برای خواندن کودک مناسبند که بین نتهای “دو” وسط تا “لا” بعد از آن باشند. برای تشویق کودک به خواندن، باید از ترانه هایی استفاده کنیم که خواندن آن برایش ساده باشد، تعداد اوج و فرودهای آن اندک باشد و برای نواختن آن به تمام کلیدهای پیانو نیاز نباشد. ترانه هایی که از کلمات تکراری، عبارات موزون و الگوهای ریتمیک تکرار شونده برخوردار باشند بسیار مناسبند. از طرفی این اشعار برای پروش قدرت بیان و توسعه گنجینه لغت کودک نیز بسیار مناسب هستند.

اشعار مهدکودکی و ترانه هایی که از طریق شرکت دادن کودک در نوعی بازی و فعالیت مانند دست زدن، پای کوبی و ضرب گرفتن روی میز، شناخت موسیقی وی را تقویت میکنند نیز انتخابهای مناسبی هستند. هنگامی که کلمات شعر در ذهن کودک باقی ماند، میتوان برای افزودن به جذابیت آن و شمردن ضرب از یک ساز ساده کوبه ای استفاده کرد که در این میان میتوان به طبل، دایره زنگی، تکه های چوب و سنج اشاره نمود.

بازیهایی که در طی آن انگشتان، دستها و اعضای دیگر بدن حرکت میکنند موجب آگاهی از تواناییهای جنبشی و همچنین هماهنگ سازی عضلات میشوند. آهنگها و حرکات ساده و ریتمیک متغیر کودک را با لایه های زیرین ریتم در موسیقی و همچنین با تاکیدها و کشیدگیهای صوتی آشنا میکنند. توجه کنید که هر قصه ای، حتا داستان ساکت و ساکن “موطلایی و سه خرس” هم میتواند با افزودن صدا، ریتم قدمهای خرسها وبه شعر تبدیل کردن گفتگوها به موضوعی برای ترانه خوانی و موسیقی تبدیل شود.

آنچه از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، انتخاب موسیقی مناسب با سن کودک است. ترانه هایی انتخاب کنید که موضوع آن و کلمات اشعارش برای کودک جذاب باشد. کودکان کم سن به خصوص با ترانه های همراه با حرکت (مانند قطار بازی)، بازیهایی که با شعر خوانی انجام میشود (عمو زنجیر باف، گرگم و گله میبرم) ، ترانه هایی از برنامه های محبوبشان و اشعاری که دربر دارنده موضوعات زیر باشد لذت میبرند:

فراموش نکنید که هرچند ترانه های کوتاه برای کودکان جذاب تر است، اما اشعار پرسش و پاسخ یا داستانهای موزون طولانی تر هم برایشان جذاب است. سوال و جواب در ترانه خوانی، جنبه منطقی ذهن کودک را نیز تقویت میکند.

Image result for music

یک عنصر کلیدی دیگر که هنگام انتخاب موسیقی برای کودکان، توجه داشتن به تناسب میان کلمات و ملودی ترانه است. معنی کلمات باید در سبک موسیقی منعکس شده باشد. جمله بندی اشعار و ملودی نیز باید همزمان و منطبق بر یکدیگر باشد. در واقع کلمات و ملودی باید مانند آستر و رویه، یکدیگر را کامل کنند.

به یاد داشته باشید که یکی از اساسی ترین اهداف موسیقی، غنی کردن زندگی کودک از طریق تجربیات موسیقایی او و کمک به پرورش حس زیبایی شناسی اوست. وجود یک برنامه متعادل در کنار سایر فعالیتهای زندگی کودک میتواند بسیار رضایت بخش باشد و پرداختن به موسیقی نباید به شکل یک وظیفه اجباری و زجر آور به او تحمیل شود.

علاقه مندان به شرکت در کلاس های موسیقی کودک و آموزش ارف در آموزشگاه موسیقی هنر پارسه می توانند به آموزشگاه موسیقی هنر پارسه واقع در میدان هفت تیر مراجعه نموده و یا با شماره تماس های  88824774 و 88302969 تماس حاصل فرمایند.

برچسب: نویسنده: مهگل فرشچی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 15:57

 
از جمله مهمترین منابعی که موسیقی Jazz از آن استفاده میکند سبک موسیقیBlues است.

این سبک، از موسیقی عامیانه سیاهان آمریکایی مانند آوزاهایی که در هنگام کشت و کار میخوانند، یا آوازهای مذهبی و بخصوص ترانه هایی که در دوران برده داری برده ها میخواندند بوجود آمده است.

به روایتی از سال ۱۹۸۰ سیاهان آمریکایی این نوع ترانه ها را شروع به خواندن کردند. اما به تدریج تاثیر این سبک موسیقی بر سایر سبکها مانند Soul، Rock، Country و حتی Jazz بطور آشکاری مشاهده شد.

Blues های آوازی معمولا” مفاهیم مشخص و محدودی دارند، اغلب آنها ترانه هایی با مایه های غم انگیز راجع به بی وفایی در عشق یا خیانت و … بوده و دارای ملودی های ساده و کوچک میباشند.

هر قسمت از ترانه های Blues معمولا” در حالت استاندارد از ۱۲ میزان تشکیل شده و خواننده تمام شعر را معمولا” با تفاوت کمی روی ملودی همان ۱۲ میزان میخواند، بعد ساز سولو همان ملودی را با کمی تغییر و بداه نوازی اجرا می کند.

Blues استاندارد معمولا” در یک گام بزرگ با استفاده از سه آکورد I و IV و V ساخته میشود که البته برای رنگ آمیزی آکوردها اغلب آنها حداقل هفت می شوند. ناگفته نماند که بلوز در گام های کوچک هم اجرا می شود.

نکته دیگر آنکه اغلب موسیقدانان بزرگ و صاحب سبک هر یک برای خود progression های خاصی را در بلوز استفاده میکنند.

مثلا” چارلی پارکر نوازنده توانای سازهای بادی از این ترتیب هارمونی ها برای Blues استفاده میکند:

Imaj7 VIIm7-5 III7-9 VIm7 II7 Vm7 I7 IVmaj7 IVm7 bVII7


مسئله جالبی که تقریبآ در تمام قطعات Blues دوازده میزانی می توان پیدا کرد آن است که این دوازده میزان به سه گروه چهارتایی تقسیم می شوند که در هر چهار میزان دو میزان خواننده میخواند و بعد دومیزان ساز همراهی میکند.

 

Image result for jazz blues

نکته مهم دیگر در یک قطعه Blues نت آبی یا محزون است که در ملودی ویژگی خاصی را القا می کند. کافی است شما در یک گام بزرگ نتهای سوم یا پنجم را کمی بم کنید (حد اکثر نیم پرده برای سازهای شستی دار) در اینصورت حس بلوز بوجود میاد.

اغلب قطعات Blues ریتمهای معتدل یا آرامی دارند و بندرت سریع اجرا میشوند.

آموزشگاه موسیقی

برچسب: نویسنده: مهگل فرشچی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1395 ساعت: 13:27

رس واکنش بیولوژیکی بدن برای محافظت انسان از خطرات است اما برخی از ترسها ریشه در فرهنگ و اجتماع دارد که «ترس از صحنه» از جمله این گونه ترسهاست.پابلو کازالس۳، از بزرگ ترین نوازندگان ویولن سل در قرن بیستم، سال ۱۹۵۴ در مصاحبه ای ترس از صحنه را این گونه توصیف می کند: «هنوز اولین کنسرتم در بارسلونا را به خوبی به یاد دارم. همراه پدرم با تراموا به محل کنسرت می رفتم.به قدری نگران و پریشان بودم که ناگهان از جا پریده، فریاد زدم: «ابتدای قطعه را فراموش کرده ام.» پدرم گفت: «آرام باش. همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت.



باور کنید با وجود اینکه پس از آن بیش از هزار بار بر روی صحنه رفته ام هنوز مانند اولین کنسرت احساس ترس و نگرانی می کنم.
این نگرانی برای همه نوازندگانی که در دوران طولانی فعالیت هنری ام با آنها آشنا شده ام کاملاً طبیعی است اما هیچ یک مانند من این گونه از ترس به ستوه نمی آیند.»
هلموت فونک۴، نوازنده تیمپانی ارکستر سمفونیک رادیو در هانوفر نیز آنچنان دچار ترس و اضطراب می شد که یک بار هنگام اجرا از صحنه گریخت و مجبور شد مدتی نوازندگی حرفه ای را کنار بگذارد.

تنش و فشار عصبی ای که مدتی قبل از اجرا بر وجود موزیسین، سخنران و یا هنرپیشه مستولی می گردد «ترس از رفتن بر روی صحنه» نام دارد. این ترس که مانع تبادل انرژی بین نوازنده و شنوندگان می شود در مواردی آن چنان شدید است که به لغو کنسرت می انجامد.

با جمع بندی تحقیقات انجام شده در این زمینه می توان پی برد که ۵۰ درصد نوازندگان حرفه ای و ۷۰ درصد دانشجویان موسیقی چنین ترسهایی را تجربه می کنند. در کل نوازندگان سه تا چهار برابر بیش از دیگران در معرض خطرات بالای چنین ترسهایی قرار دارند.

بسیاری از نوازندگان برای مقابله با این ترس مشتقاتی از بتابلاکرها۵ مصرف می کنند اما مصرف دایمی و نابه جای این قرصها و یا مصرف الکل نه تنها عوامل ایجاد این ترس را از بین نمی برد بلکه در درازمدت به سلامت موزیسین نیز آسیب می رساند و تواناییهای تکنیکی و موسیقایی او را محدود می نماید.
عوامل جسمانی و روانی متعددی این ترس و نگرانی را موجب می شود.
هنگامی که نوازنده مقابل شنوندگان مردد و فاقد اعتماد به نفسِ کافی است مراکز کنترل بدن در هیپوتالاموس واکنش نشان داده، ترشح هورمونهای آدرنالین و نورآدرنالین از غدد فوق کلیوی افزایش می یابد.
این هورمونها هم زمان اثرات مثبت و منفی بسیاری را دارا هستند. علایمی مانند لرزش زانوها، افزایش ضربان قلب و تعرق، وقفه در تنفس، لکنت زبان و ترس، از اثرات منفی این هورمونها هستند.
از سوی دیگر وجود این ترس و هیجان به میزانی که توانایی شخص را محدود ننماید همچون نیرو و محرکی است که بدون آن اجرا ممکن نیست.
نخستین نشانه های این ترس مدتها پیش از اجرا در اختلالات رفتاری ای همچون خشم، زودرنجی و انزواطلبی نمود پیدا می کند و روابط شخص با دیگران بسیار آسیب پذیر می گردد.
حالات درونی نوازنده هنگام غلبه این ترس بسیار متغیر است. از طرفی با برانگیختن احساسات شنوندگان و به وجد آوردن آنان احساس بزرگی و شکوه می نماید و از طرف دیگر نگران است که نتواند انتظارات و خواسته های خود و دیگران را برآورده سازد.
به طور کلی نشانه های ترس از صحنه را می توان در سه گروه زیر قرار داد:

۱ـ از کار افتادن بخشی از سیستم عصبی (Blockade)

2ـ واکنشهای روان تنی

۳ـ توجه نکردن به هویت خود و زوال شخصیت(Depersonalisation)

در حالت اول نوازنده احساس می کند قطعاتی را که قبلاً تمرین نموده بود از یاد برده است و بر حافظه، قدرت ادراک و احساس و حرکات خود کنترل و تسلط کامل ندارد.
واکنشهای روان تنی همان گونه که قبلاً نیز بیان شد در حالاتی همچون افزایش ضربان قلب و تعرق، خشکی دهان، احساس گرفتگی گلو، لرزش زانوها، بازوها و دست، کاهش قدرت تمرکز و حافظه آشکار می گردد.
در حالت سوم تسلط نوازنده بر خود در ارتباط با محیط و شنوندگان کم می شود و بسیار خشک و انعطاف ناپذیر بر روی صحنه حضور می یابد.
پیدایش ترس از صحنه اغلب ریشه در پروسه یادگیری و آموزش نوازنده دارد. عواملی مانند استرس تمرین و اجرا، موقعیت شغلی و اقتصادی نامشخص و فشارهای اجتماعی از دیگر عوامل بروز این ترس به شمار می روند.

معمولاً هنگامی که نوازنده ای از شغل خود صحبت می کند نکاتی همچون استرس و رقابت، موقعیت شغلی نامطمئن، جنبه سوددهی و تجاری کار، قابلیت به اثبات رساندن خود و زبده و نخبه بودن را ذکر می نماید.

شرایط آموزشی نامناسب که اغلب در رابطه مستبدانه بین استاد و شاگرد متجلی می گردد می تواند انگیزه هنرجویی مستعد و ساعتها تمرین او را نقش بر آب سازد.
همین طور راهنماییهای ناکافی در مورد انتخاب ساز و قطعات، چگونگی نگه داشتن بدن، ویژگیهای خاص هر ساز، تمرین بسیار زیاد، انتظار و توقع بیش از حد از هنرجو و تحقیر او می تواند آسیبهای جبران ناپذیری در پی داشته باشد.
ارتباط بین ترس از صحنه و شرایط نامناسب آموزشی در مثال زیر به روشنی بیان می گردد، ویولونیست ۳۲ ساله ای اغلب در ارکستر آن چنان دچار ترس و اضطراب می شود که بارها هنگام معرفی صحنه را ترک نموده است.

او می گوید: «ترسم از این است که شنوندگان پی ببرند چقدر بد می نوازم.»این نوازنده فراگیری ویولن را نزد پدرش که نوازنده ای حرفه ای و بسیار سخت گیر بود آغاز نموده است. معلمان بعدی او نیز علاوه بر سخت گیری پدر او را تحقیر می نمودند. «فقط باید تکنیک و حالت بدن آنها را می آموختم. همیشه امیدوار بودم روزی از موقعیت شاگردی و تحقیر دایمی معلمان رها شوم. هر کنسرت نیرو و انرژی فوق العاده ای از من می گیرد و ترس پیوسته با من است.»
گاهی نیز خانواده بدون توجه به خواسته ها و تمایلات کودک تنها از روی جاه طلبی و یا تحقق آرزوهای برآورده نشده خود کودک را به فراگیری ساز تشویق می کند که مقاومت درونی و بی میلی نوازنده نسبت به ساز و شغل خود سالها بعد در این گونه ترسها نمایان می گردد.
همچنین بر اساس تحقیقات، بسیاری از موزیسینها به اختلالات خودشیفتگی (نارسیستی) مبتلا هستند و دایماً نیاز به تأیید شدن از سوی دیگران دارند که در صورت برآورده نشدن این نیاز دچار ترس و عدم اطمینان می شوند.

هر قدر این ترس زمان طولانی تری بر شخصیت نوازنده خدشه وارد سازد درمان آن مشکل تر خواهد شد. اما اغلب مانند دیگر اختلالات جسمی ـ روانی بر روی این ترس نیز سرپوشی از سکوت گذاشته می شود و نوازندگان به خاطر خجالت و یا ضرر و زیان شغلی ترسشان را پنهان نگه می دارند.
از طرف دیگر این ترس در پشت اختلالات جسمانی ای همچون اختلال در خواب، اضطراب و بی قراری و درد عضلات پنهان می ماند و در تشخیصهای پزشکی نیز هنوز همچون گذشته تنها به عوارض جسمانی توجه می گردد و مسائلی مانند محیط خانواده و کار و پروسه آموزش نوازنده نادیده گرفته می شود و ریشه و عامل اصلی ایجاد ترس شناخته نمی گردد.
تکنیکها و راههای مختلفی برای برطرف نمودن این ترس وجود دارد. تصمیم گیری در مورد انتخاب راههای درمانی بهتر است با توجه به شدت و دوام ترس و موقعیتی که باعث بروز این حالت می شود صورت پذیرد.
کینزیولوگی یکی از راههای غلبه بر «ترس از صحنه» است.
منبع: ماهنامه موسیقی مقام

باور کنید با وجود اینکه پس از آن بیش از هزار بار بر روی صحنه رفته ام هنوز مانند اولین کنسرت احساس ترس و نگرانی می کنم.
این نگرانی برای همه نوازندگانی که در دوران طولانی فعالیت هنری ام با آنها آشنا شده ام کاملاً طبیعی است اما هیچ یک مانند من این گونه از ترس به ستوه نمی آیند.»

هلموت فونک۴، نوازنده تیمپانی ارکستر سمفونیک رادیو در هانوفر نیز آنچنان دچار ترس و اضطراب می شد که یک بار هنگام اجرا از صحنه گریخت .

آموزشگاه موسیقی

برچسب: آموزشگاه موسیقی, نویسنده: مهگل فرشچی تاريخ: سه شنبه 19 بهمن 1395 ساعت: 16:50

یکی از سوالاتی که بیشتر هنرجویان در بدو آموزش موسیقی در ذهن دارند این است که یادگیری موسیقی از روی نت بهتر است یا به صورت گوشی و شنیداری؟
البته این سوال برای اساتید موسیقی و پداگوزیست های موسیقی نیز سوال مهم و کلیدی است. البته ارزش و کارکرد این سوال در این دو گروه کاملاً متفاوت است. مبتدی ها به فکر یادگیری سریع و راحت موسیقی هستند اما پداگوژیست ها و اساتید موسیقی به این فکر هستند که کدام شیوه یادگیری موسیقی می تواند مفید تر و اصولی تر باشد و باعث پرورش و رشد خلاقیت و تکنیکهای هنر جو شود.
در سیستم آموزش سوزوکی، معتقدند که ما می بایست موسیقی را همانطوری یاد بگیریم که زبان مادری را آموختیم یعنی اول یاد گرفتیم که صحبت کنیم و سالها بعد در مدرسه دستور زبان و خواندن و نوشتن را آموختیم و حتی پیروان مکتب سوزوکی معتقدند که بهترین راه برای یادگیری یک زبان خارجی نیز همین است. آنها معتقدند که یادگیری نت و قواعد دست و پا گیر موسیقی در ابتدا می تواند باعث کور شدن ذوق و خلاقیت نوازنده و هنرجوی موسیقی شود.
در طرف مقابل نیز اساتیدی هستند که معتقدند برای یادگیری اصولی و درست موسیقی باید از ابتدا نت و مبانی موسیقی را آموخت و اگر هنرجویی بدون یادگیری نت موسیقی به نواختن ادامه دهد و رشد کند دیگر نمی تواند نت را یاد بگیرد و چون گوش موسیقی او پرورش یافته است همیشه برای نواختن به گوش خود تکیه می کند و به نت توجه نمی کند.
در هر صورت یادگیری موسیقی مقوله ای چند وجهی است که می بایست به دقت به آن توجه شود و تعلیمات موسیقی گوشی و تعلیمات موسیقی آکادمیک باید به طور موازی و در کنار هم وجود داشته باشد.

آموزشگاه موسیقی

برچسب: آموزشگاه موسیقی, نویسنده: مهگل فرشچی تاريخ: پنجشنبه 14 بهمن 1395 ساعت: 13:35

صفحه بندی